تبليغاتX
و خدا ازدواج کرد!! - عيدت بخير، پنجره‌ي من!

 (سه طرح از سيد حسن و يك طرح از من)

 

هايكوواره‌هاي بهاري - سيدحسن حسيني (بهارزادي كه در بهار خزان‌زده شد) :

 1. بهار : مسيحاي فصل‌ها

درمانده از شفا دادن

به جيب‌هاي جذامي!

 

2. دلواپسي‌هاي موروثي

خطوط برجسته‌ي دغدغه

كاريكاتوري از بهار در اطراف!

 

3. روز دوم هم مي‌گذرد

دو چروك

بر پيشاني سال جديد!

 

 طرح سيزده - من (كه سيزدهمين روز بهار چندسال پيش در حنجرم پيچيد) :

 ... و حالا

شعار خوشبختي ما اينست :

گلوي باغچه را

گره بزنيد!

 

به رسم ادب و احترام به ساحت فرهيخته‌ي دوستان همدرد و همسفر؛ سال نو را تبريك مي‌گويم و دعا ميكنم : خدايا ؛ نو روزمان كن ؛ خسته‌ايم از اين روزها...

 

 

+ نوشته شده در شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 12:25 توسط سید مجتبی میری |

.
.
خدا از تنهايي رست و خدا شد؛ و آمي به تنهاييش خو كرد و آدم...
.

از گذشته چيزي نگذشته است
حالا لا به لاي واژه ايستاده ايم و زل زده ايم
بر پيشخوان پرسه هاي پيوسته ي آدمي.
كلمه درد مي شود...
.
.
.
شك نمي كنم به انعكاس قاب قد كشيده ي پنجره
به روزهاي پربسته ي پرواز
به عبور تو ، در پيشخواني درد
به سقوط زماني ساده كه دوازده بار ...
به سلامي كه سل ...
به خدايي كه ... حافظ...
.
.

Home
Email
Night Skin