تبليغاتX
و خدا ازدواج کرد!! - اين پست شكسته است!

 

اين پست بوي خون ميدهد

اين پست ضجه ي بي صداست
اين پست بوي غريبي مي دهد
اين پست نامردي ست
اين پست
خيره مانده است بر علي
بر ذوالفقار
بر خدا

اين پست شكسته است
پهلوي اين پست درد مي كند
فرزند اين پست مرده است
اين پست سقط كرده
اين پست در خاك دارد مي غلتد
اين پست به هق هق افتاده
دستان اين پست را بسته اند
چشم خدا ماسيده
اين پست درد مي كند
اين پست درد مي كند
به خدا درد مي كند

و من توان ادامه اش را ندارم
فقط همين بيت باشد روضه خواني بانوي آب
سه چهارم وزن بدن همه ي انسان ها آب است. نه!؟
و مهريه ي زهراست...
بماند...بماند


يك مرد
نـبـود
تـا بگويد
نامـرد

ايـن زن كه تــو
مي زني--ش
نامـوس علي ست


خدا چه قدر خوشحال بود!!!!؟
-بيناي مطلقي كه نمي تواند چشم هايش را ببندد-
-
چه قدر سخت است اگر گاهي نتواني چشمانت را ببندي-
رو به خودش كرده بود و مي گفت:
تموم شد
تموم شد
تموم شد

 

بانو ببخش مرا ...
 

 

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:11 توسط سید مجتبی میری |

.
.
خدا از تنهايي رست و خدا شد؛ و آمي به تنهاييش خو كرد و آدم...
.

از گذشته چيزي نگذشته است
حالا لا به لاي واژه ايستاده ايم و زل زده ايم
بر پيشخوان پرسه هاي پيوسته ي آدمي.
كلمه درد مي شود...
.
.
.
شك نمي كنم به انعكاس قاب قد كشيده ي پنجره
به روزهاي پربسته ي پرواز
به عبور تو ، در پيشخواني درد
به سقوط زماني ساده كه دوازده بار ...
به سلامي كه سل ...
به خدايي كه ... حافظ...
.
.

Home
Email
Night Skin